سیمای حوزه
مدیریت حوزه علمیه خواهران استان چهارمحال و بختیاری
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   




آقاي مـــــــن....



الامام مهدى عليه السلام : لِيَعمَل كُلُّ امْرِءٍ علَى ما يُقَرَّبُ مِن مَحَبَّتِنا ؛ امام مهدى عليه السلام : هر يك از شما بايد كارى كند كه با آن به محبّت ما نزديك شود .بحار الأنوار ، ج ۵۳ ، ص ۱۷۶ .

شهریور 1397
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            





بدون شرح

یک کربلا ببر که حسرت به دل شدم.......... دارد گدای مادرتان پــــــــــیر می شود



جستجو





وصیت نامه شهداء





پخش زنده حرم





دانشنامه مهدویت





دانشنامه عاشورا



  ماجرای شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام   ...

ماجرای شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام به روایت حضرت امام خامنه‌ای مدظله العالي در نماز جمعه تهران در تاریخ ۲۱ شهریور ۶۵ بیان کرده‌اند.


یک روزى ۲، ۳ ساعت برق خانه‌ى شما در تابستان قطع بشود پدر و مادر ناراحت از گرمازدگى خودشان نیستند، زن و مرد خانه ناراحت از کلافه شدن و عرق ریختن خودشان نیستند، اما مادر خانه وقتى نگاه مى‌کند مى‌بیند این بچه‌ى قنداقى‌اش، این بچه‌ى شیرى‌اش، از گرما خوابش نمى‌برد، طاقت نمى‌آورد، آرام نمى‌گیرد جگر او آتش مى‌گیرد حالا شما در عصر عاشورا ببینید در خیمه‌هاى سیدالشهداء با آن گرما با آن عطش با آن تشنگى چه مى‌گذشت به خاطر همین بچه‌ى کوچک، بعضى‌ها بودند شاید بیش از یک شبانه‌روز بود توى آن گرما آب ننوشیده بودند، یقیناً اینها به فکر خودشان نبودند وقتى على‌اصغر را مى‌دیدند، من گمان مى‌کنم علت اصلى بردن على‌اصغر به وسیله‌ى سیدالشهداء به مقابل لشگر دشمن که امید بسیار ضعیفى بود که اینها دلشان بسوزد این مردم وحشى و آب بدهند علت اصلى این بود که امام حسین راه چاره‌ى دیگرى نداشت، کار دیگرى نمى‌توانست بکند وقتى رفت طرف خیمه‌ها دید غوغا و هیاهو در خیمه‌ها همه را فرا گرفته و این بچه‌ى کوچک عطشش، گرسنگى‌اش، ناراحتى‌اش، همه را تحت‌تأثیر قرار داده حسین‌بن‌على مجبور شد این بچه را در آغوش بگیرد اگر چه احتمال خیلى ضعیفى بود که آب به او داده بشود البته اگر مى‌خواستند آب بدهند مى‌توانستند یک بچه‌ى شش ماهه مگر به چه قدر آب رفع عطشش مى‌شود، اگر به قدر نصف استکان آب به امام حسین مى‌دادند رفع عطش على‌اصغر مى‌شد، با وجود این امید ضعیف حسین‌بن‌على علیه‌السّلام این بچه را در آغوش گرفت، برد، او را روى دست بلند کرد، به همه نشان داد حالت خود این بچه تأثرانگیز بود، هر دلى را هر دل سنگى را یقیناً به ترحم وادار مى‌کرد، حضرت مخصوصاً استرحام کردند این حرف درست است که «ان لم ترحمونى فرحموا هذا الطفل الرضیع» یعنى رحم کنید به این بچه‌ى کوچک، یک پدر براى بچه‌ى کوچک در این مواقع اضطرارى این کار را مى‌کند آن نفس ابى حسین‌بن‌على علیه‌السّلام اجازه مى‌دهد به او که براى حفظ جان این بچه یک مقدارى آب از آنها بگیرند از آنها طلب بکنند در همین حالى که حسین‌بن‌على لابد با یک حال بحرانى، با یک هیجان، با یک ناراحتى این بچه را روى دست بلند کرده دارد حرف مى‌زند یک وقت یک چیز عجیبى را احساس کرد دید این بچه‌اى که از گرسنگى و تشنگى بى‌حس و حال افتاده بود سر خودش را نمى‌توانست نگه دارد گردنش یک طرف کج شده بود آن چنان این بچه دست و پا مى‌زند روى دست پدر همین‌طور که نگاه کرد دید خون از گلوى على‌اصغر سرازیر شده «على لعنة اللَّه على القوم الظالمین».

موضوعات: نائب ناب  لینک ثابت



[دوشنبه 1397-06-26] [ 09:57:00 ق.ظ ]





  ماجرای شهادت حضرت عبدالله بن الحسن   ...

ماجرای شهادت حضرت عبدالله بن الحسن که رهبر انقلاب در نماز جمعه تهران در تاریخ ۱۳۶۴/۷/۵ بیان کرده‌اند.


آن وقتى که حسین‌بن‌على علیه‌السّلام از اسب روى زمین افتاد - یعنى در آن لحظات آخر - و اسب بى‌صاحب امام حسین به خیمه‌ها برگشت، و زن و بچه و اهل حرم فهمیدند که حادثه براى حضرت ابى‌عبدالله پیش آمده، خب هر کدام یک عکس‌العملى نشان دادند. یک بچه‌ى یازده ساله‌اى بود که در آغوش امام حسین بزرگ شده بود؛ در حادثه‌ى کربلا ده سال از شهادت امام حسن مى‌گذشت. یعنى این بچه از یک سالگى در دامان عمو تربیت پیدا کرده بود و با عمو انس گرفته بود مثل پدر. شاید به خاطر این‌که بچه‌ى یتیم بوده امام حسین از فرزندان خودش هم بیشتر به او محبت مى‌کرده. خب پیدا است که یک چنین محبتى چگونه این بچه را سراسیمه کرد وقتى فهمید که عمویش در وسط میدان روى زمین افتاده، با شتاب آمد و رسید بالاى سر أبى‌عبداللَّه آن‌طورى که نقل کردند و نوشتند. هنگامى که این بچه رسید یکى از سربازان خبیث و قسى‌القلب ابن‌زیاد شمشیر را بلند کرده بود که بر بدن مجروح ابى‌عبدالله فرود بیاورد، این بچه در همین حال رسید که دید عمویش افتاده روى زمین و یک ظالمى هم شمشیر بلند کرده که فرود بیاورد، این بچه آنقدر ناراحت شد، آنقدر سراسیمه شد که این دستهاى کوچک خودش را بى‌اختیار جلوى شمشیر گرفت. اما این کار موجب نشد که آن حیوان درنده شمشیر را فرود نیاورد. شمشیر را فرود آورد، دست این بچه قطع شد. فریاد این بچه بلند شد، بنا کرد استغاثه کردن، اما این گرگ خونخوار به همین هم اکتفا نکرد، پشت سر این بچه رفت، بچه‌ى یازده ساله را روى زمین انداخت و او را به شهادت رساند. این‌جا بود که امام حسین خیلى منقلب شد، کارى هم از او برنمى‌آید، در مقابل چشم او این عزیز دلش را، این یتیم برادرش را، این بچه‌ى یازده ساله را دارند مى‌کشند، این بود که این‌جا دست به دعا برداشت و از ته دل این مردم را نفرین کرد. صدا زد «اللّهم أمسک عنهم قطر السماء» خدایا باران رحمتت را بر این مردم حرام کن…

موضوعات: نائب ناب  لینک ثابت



[شنبه 1397-06-24] [ 10:21:00 ق.ظ ]





  جلسات بزرگداشت شهدا، ادامه‌ی شهادت است   ...

پایگاه اطلاع‌رسانی امام خامنه اي مدظله العالي به مناسبت بازگشت و تشییع پیکر ۱۳۵ شهید دوران دفاع مقدس، گزیده‌ای از بیانات رهبر انقلاب اسلامی درباره‌ی بزرگداشت یاد شهیدان را منتشر می‌کند.

گاهی رنج و زحمتِ زنده نگهداشتن خون شهید، از خود شهادت کمتر نیست
شهید، چیز عظیم و حقیقت شگفت‌آوری است. ما چون به مشاهده شهدا عادت کرده‌ایم و گذشتها و ایثارها و عظمتها و وصایا و راهی که آنها را به شهادت رساند، زیاد دیده‌ایم، عظمت این حقیقت نورانی و بهشتی برایمان مخفی میماند؛ مثل عظمت خورشید و آفتاب که از شدّت ظهور، برای کسانی که دائم در آفتابند، مخفی میماند.

در دوران گذشته، وقتی که یک نمونه از این نمونه‌های شهدای امروز ما، از تاریخ صدر اسلام انتخاب و معرفی میشد و شرح حال او بیان میگردید، تغییر واضح و شگفت‌آوری در دلها و جانها و حتی در همها و نیّتها به وجود میآورد. هر یک از این ستارگان درخشان، میتواند عالمی را روشن کند. بنابراین، حقیقت شهادت حقیقت عظیمی است.

ادامه »

موضوعات: یادی از جنگ  لینک ثابت



 [ 10:05:00 ق.ظ ]





  ماجرای شهادت حضرت اباالفضل العباس علیه‌السلام   ...

ماجرای شهادت حضرت اباالفضل العباس علیه‌السلام به روایت حضرت امام خامنه‌ای مدظله العالي در نماز جمعه تهران در تاریخ ۲۶ فروردین ۷۹ بیان کرده‌اند.


وفادارى حضرت اباالفضل العباس هم از همه جا بیشتر در همین قضیه‌ى وارد شدن در شریعه‌ى فرات و ننوشیدن آب است. البته نقل معروفى در همه‌ى دهانها است که امام حسین علیه‌السلام حضرت اباالفضل را براى آوردن آب فرستاد. اما آنچه که من در نقلهاى معتبر - مثل «ارشاد» مفید و «لهوف» ابن‌طاووس - دیدم، اندکى با این نقل تفاوت دارد. که شاید اهمیت حادثه را هم بیشتر مى‌کند. در این کتابهاى معتبر این‌طور نقل شده است که در آن لحظات و ساعت آخر، آن‌قدر بر این بچه‌ها و کودکان، بر این دختران صغیر و بر اهل حرم تشنگى فشار آورد که خود امام حسین و اباالفضل با هم به طلب آب رفتند. اباالفضل تنها نرفت؛ خود امام حسین هم با اباالفضل حرکت کرد و به طرف همان شریعه‌ى فرات - شعبه‌اى از نهر فرات که در منطقه بود - رفتند، بلکه بتوانند آبى بیاورند.
این دو برادر شجاع و قوى‌پنجه، پشت به پشت هم در میدان جنگ جنگیدند. یکى امام حسین در سن نزدیک به شصت سالگى است، اما از لحاظ قدرت و شجاعت جزو نام‌آوران بى‌نظیر است. دیگرى هم برادر جوان سى‌وچند ساله‌اش اباالفضل العباس است، با آن خصوصیاتى که همه او را شناخته‌اند. این دو برادر، دوش به دوش هم، گاهى پشت به پشت هم، در وسط دریاى دشمن، صف لشکر را مى‌شکافند. براى این‌که خودشان را به آب فرات برسانند، بلکه بتوانند آبى بیاورند. در اثناى این جنگِ سخت است که ناگهان امام حسین احساس مى‌کند دشمن بین او و برادرش عباس فاصله انداخته است. در همین حیص و بیص است که اباالفضل به آب نزدیکتر شده و خودش را به لب آب مى‌رساند. آن‌طور که نقل مى‌کنند، او مشک آب را پر مى‌کند که براى خیمه‌ها ببرد. در این‌جا هر انسانى به خود حق مى‌دهد که یک مشت آب هم به لبهاى تشنه‌ى خودش برساند؛ اما او در این‌جا وفادارى خویش را نشان داد.
اباالفضل العباس وقتى که آب را برداشت، تا چشمش به آب افتاد، «فذکر عطش الحسین»؛ به یاد لبهاى تشنه‌ى امام حسین، شاید به یاد فریادهاى العطش دختران و کودکان، شاید به یاد گریه‌ى عطشناک على‌اصغر افتاد و دلش نیامد که آب را بنوشد. آب را روى آب ریخت و بیرون آمد. در این بیرون آمدن است که آن حوادث رخ مى‌دهد و امام حسین علیه‌السلام ناگهان صداى برادر را مى‌شنود که از وسط لشکر فریاد زد: «یا اخا ادرک اخاک».

موضوعات: نائب ناب  لینک ثابت



 [ 02:54:00 ق.ظ ]





  انتقاد به مسئولين   ...

امام خامنه اي مدظله العالي فرمودند: گاهي اوقات در بيان مشكلات و يا انتقادها مبالغه مي شود… بنده خودم اهل انتقادم و اهل مسامحه در برخورد با مشكلات و دستگاه هاي مسئول نيستم اما تأكيد دارم كه نحوه گفتن و نحوه اقدام كردن نبايد به گونه اي باشد كه مردم دچار بيماري بدبيني شوند.

موضوعات: نائب ناب  لینک ثابت



[یکشنبه 1397-06-18] [ 09:50:00 ق.ظ ]





  دیدار رئیس جمهوری روسیه با رهبر انقلاب   ...

حضرت امام خامنه‌ای مدظله العالي رهبر معظم انقلاب اسلامی جمعه شب در دیدار آقای ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه و هیئت همراه، ضمن اظهار امیدواری برای پُرثمر بودن نشست سه‌جانبه‌ی تهران، سخنان رئیس‌جمهور روسیه مبنی بر لزوم گسترش هرچه بیشتر همکاری‌های دوجانبه را تأیید کردند و گفتند: همکاری ایران و روسیه در موضوع سوریه یک نمونه‌ی برجسته و یک تجربه‌ی بسیار خوب از همکاری دوجانبه است که به معنی واقعی کلمه، هم‌افزایی است.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه همکاری‌های دوجانبه‌ی ایران و روسیه می‌تواند در مسائل جهانی نیز گسترش یابد، افزودند: یکی از مواردی که دو طرف می‌توانند با یکدیگر همکاری داشته باشند، مهار آمریکا است زیرا آمریکا یک خطر برای بشریت است و امکان مهار آن نیز وجود دارد.

حضرت امام خامنه‌ای مدظله العالي قضایای سوریه را یک نمونه‌ی موفق از مهار آمریکا برشمردند و خاطرنشان کردند: آمریکایی‌ها اکنون در سوریه شکست واقعی خورده‌اند و به اهداف خود نرسیدند.

ایشان با تشریح اهداف آمریکا در ابتدای قضایای سوریه به‌ویژه بعد از سرنگونی حکومت‌های وابسته به آمریکا در مصر و تونس گفتند: آمریکایی‌ها قصد داشتند با استفاده از شرایط به‌وجودآمده در آن زمان در کشورهای عربی، ضربه‌ی وارده در مصر و تونس را در سوریه و با سرنگونی حکومت طرف‌دار مقاومت جبران کنند اما اکنون کاملاً شکست خورده‌اند.

رهبر انقلاب اسلامی تحریم ایران، روسیه و ترکیه از جانب آمریکا را یک نقطه‌ی اشتراک بسیار قوی برای گسترش همکاری‌ها دانستند و افزودند: جمهوری اسلامی ایران و روسیه باید ضمن گسترش همکاری‌های سیاسی و اقتصادی، توافق‌های انجام‌گرفته در نشست تهران را با جدیت پیگیری کنند.

ادامه »

موضوعات: نائب ناب  لینک ثابت



[شنبه 1397-06-17] [ 10:49:00 ق.ظ ]





  دیدار رئیس جمهوری ترکیه با رهبر انقلاب   ...

حضرت امام خامنه‌ای مدظله العالي رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر روز جمعه در دیدار آقای رجب طیب اردوغان رئیس‌جمهور ترکیه و هیئت همراه، مهم‌ترین نیاز امروز دنیای اسلام را نزدیکی هرچه بیشتر کشورهای اسلامی و هم‌افزایی آن‌ها دانستند و گفتند: اتحاد و همکاری کشورهای اسلامی قطعاً زمینه‌ساز حل مشکلات منطقه خواهد بود و به همین دلیل استکبار و در رأس آن آمریکا از همکاری و نزدیکی کشورهای اسلامی و شکل‌گیری یک قدرت اسلامی نگران است.

ایشان علت دشمنی و کینه‌ورزی آمریکا با کشورهای اسلامی دارای قدرت را همین نگرانی برشمردند و افزودند: جمهوری اسلامی ایران و ترکیه دو کشور آبرومند و قدرتمند منطقه هستند و انگیزه‌های مشترکی برای دنیای اسلام دارند، بنابراین باید همکاری‌های دو کشور در زمینه‌های سیاسی و اقتصادی بیش از پیش گسترش یابد.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به همکاری‌ها و ارتباطات خوب جمهوری اسلامی ایران و ترکیه از زمان روی کار آمدن جریان اسلام‌گرا، تأکید کردند: لازم است نقاط مشترک هرچه بیشتر تقویت شود.

حضرت امام خامنه‌ای مدظله العالي همچنین از مواضع آقای اردوغان درخصوص مسائل میانمار قدردانی کردند و با اشاره به موضوع فلسطین گفتند: مسئله‌ی فلسطین همواره مهم است و لحظه‌ای نباید از آن غفلت کرد.

در این دیدار که آقای جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور نیز حضور داشت، رئیس‌جمهور ترکیه وضعیت منطقه را بحرانی دانست و ابراز امیدواری کرد که در سایه‌ی همکاری کشورهای اسلامی مسائل منطقه حل‌وفصل شود.

آقای اردوغان، پراکندگی و نبود انسجام میان کشورهای اسلامی را از عوامل بروز وضع کنونی برشمرد و گفت: به علت نوع رفتار غرب در قبال کشورهای مستقل اسلامی، اوضاع از حساسیت بیشتری برخوردار است و همین مسئله ایجاب می‌کند همبستگی و برادری به‌ویژه میان جمهوری اسلامی ایران و ترکیه افزایش یابد.
 
 

موضوعات: نائب ناب  لینک ثابت



 [ 10:45:00 ق.ظ ]





  طرفداران امام را افراطی می‌خواندند   ...

خاطره‌ی رهبر انقلاب از روز هفدهم شهریور پنجاه و هفت
‫طرفداران امام را افراطی می‌خواندند


 

از روز هفدهم شهریور سال ۱۳۵۷ خاطره‌ای در ذهن دارم. قبل از آنکه این حادثه‌ی خون‌بار در تهران اتّفاق بیفتد، سیاست رژیم ستم‌شاهی به‌دنبال این بود که مبارزان و به تبع آن ملّت ایران را، به تندرو و کندرو، افراطی و معتدل تقسیم کند. این، نکته‌ی خیلی قابل توجّهی است که امروز مثل آیینه‌ای، همه‌ی عبرتها را به ما درس میدهد.

کسی که روزنامه‌های آن‌وقت و اظهارات مسئولان رژیم ستم‌شاهی را مطالعه میکرد، میفهمید که اینها میخواهند کسانی را که در مقابل آنها هستند و مبارزه میکنند، از هم جدا کنند. عدّه‌ای را که طرفداران و علاقه‌مندان مخلص امام بودند و راه امام را علناً اظهار میکردند، به‌عنوان تندرو و افراطی و متعصّب معرفی میکردند. در مقابل اینها هم، بعضی از کسانی را که علاقه‌مند به مبارزه بودند، ولی خیلی جدّی در آن راه نبودند، یا جدّی بودند، ولی دستگاه آن‌طور خیال میکرد اینها جدّیّتی ندارند، به‌عنوان افرادی که معتدلند و با اینها میشود مذاکره و صحبت کرد، معرّفی میکردند. من در آن روز این احساس خطر را کردم. آن زمان من در جیرفت تبعید بودم. شاید روز چهاردهم یا پانزدهم شهریور بود. به یکی از آقایان معروف که در قم بود، نامه‌ای نوشتم و این سیاست رژیم را برای آن آقا تشریح کردم و گفتم اینها با این تدبیرِ خباثت‌آمیز میخواهند بهانه‌ای برای سخت‌گیری بر مخلصان و عشّاق امام بزرگوار به دست آورند و شما را بدون اینکه خودتان بخواهید، در مقابل آنها قرار دهند. این نامه را نوشته بودم؛ امّا هنوز نفرستاده بودم. روز شنبه هجدهم شهریور بود که رادیو و روزنامه‌ها، خبر کشتار هفدهم شهریور را پخش کردند. فردای آن روز، ما در جیرفت از این قضیّه مطّلع شدیم. من برداشتم در حاشیه‌ی آن نامه برای آن آقا نوشتم که: «باش تا صبح دولتش بدمد، کاین هنوز از نتایج سحر است». آن نامه را به‌وسیله‌ی مسافر، برای آن آقای محترم فرستادم. آنها شروع کردند سخت‌گیری‌ها را علیه مبارزان و انقلابیّون حقیقی راه انداختن که نمونه‌اش کشتار هفدهم شهریور بود.
بیانات در دیدار جمعی از پرستاران ۱۳۷۶/۰۶/۱۹

موضوعات: یادی از جنگ  لینک ثابت



 [ 10:37:00 ق.ظ ]





  باید در تاریخ ثبت کرد   ...

 حضرت امام خامنه‌ای مدظله العالي در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری به داستانی ویژه از یک شهید مدافع حرم، در کتابی که اخیرا خوانده‌اند اشاره کردند. ماجرایی که به اعتقاد رهبر انقلاب آن‌را باید در تاریخ ثبت کرد. کتاب «یادت باشد» روایت زندگی شهید حمید سیاهکالی‌مرادی، از زبان همسر این شهید گران‌قدر است.

 


یک کتابی تازه خوانده‌ام که خیلی برای من جالب بود. دختر و پسر جوان -زن و شوهر- متولّدین دهه‌ی ۷۰، می‌نشینند برای اینکه در جشن عروسی‌شان گناه انجام نگیرد، نذر میکنند سه روز روزه بگیرند! به ‌نظر من این را باید ثبت کرد در تاریخ که یک دختر و پسر جوانی برای اینکه در جشن عروسی‌شان ناخواسته خلاف شرع و گناهی انجام نگیرد، به‌ خدای متعال متوسّل میشوند، سه روز روزه میگیرند. پسر عازم دفاع از حریم حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) میشود؛ گریه‌ی ناخواسته‌ی این دختر، دل او را میلرزاند؛ به این دختر -به خانمش- میگوید که گریه‌ی تو دل من را لرزاند، امّا ایمان من را نمیلرزانَد! و آن خانم میگوید که من مانع رفتن تو نمیشوم، من نمیخواهم از آن زنهایی باشم که در روز قیامت پیش فاطمه‌ی زهرا سرافکنده باشم! ببینید، اینها مال قضایای صد سال پیش و دویست سال پیش نیست، مال سال ۹۴ و ۹۵ و مال همین سالها است، مال همین روزهای در پیش [روی] ما است؛ امروز این است. در نسل جوانِ ما یک چنین عناصری حضور دارند، یک چنین حقیقت‌های درخشانی در آنها حضور دارد و وجود دارد؛ اینها را باید یادداشت کرد، اینها را باید دید، اینها را باید فهمید. فقط هم این [یک نمونه] نیست که بگویید «آقا! به یک گل بهار نمیشود»؛ نه، بحث یک گل نیست؛ زیاد هستند از این قبیل. این دو -زن و شوهری که عرض کردم- هر دو دانشجو بودند که البتّه آن پسر هم بعد میرود شهید میشود؛ جزو شهدای گران‌قدر دفاع از حریم حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) است. وضعیّت این‌جوری است. ۱۳۹۷/۰۶/۱۵

موضوعات: مردان بی ادعا  لینک ثابت



 [ 10:17:00 ق.ظ ]





  سرگذشت دادستان انقلابی که به دست منافقین به شهادت رسید   ...

برگی از زندگی پر فرازو نشیب آیت الله شهید قدوسی که به دست منافقین به شهادت رسید را در این گزارش بخوانید.


شهید آیت الله علی قدوسی در 12 مرداد سال ۱۳۰۶ زمانی که هنوز بیش از دو سال از روی کار آمدن رضا خان نگذشته بود، در شهر کوچک نهاوند در خانواده‌ای روحانی متولد شد.

پدرش یکی از روحانیون برجسته، صاحب علم و اجتهاد و تقوا بود. دوران خردسالی شهید تحت تعلیم پدری عالم و باتقوا و مادری متدین و پرهیزگار سپری شد.

دوران تحصیل شهید قدوسی
در آن زمان، درس خواندن در مدارس جدید که تحول آموزش از شکل سنتی به سبک اروپایی رخ داده بود، برای فرزند یک روحانی معروف کار ساده‌ای نبود، زیرا خانواده‌های مذهبی ترجیح می‌دادند که فرزندانشان در همان مکتبخانه‌های قدیمی تعلیم ببینند تا از انحراف فکری و اخلاقی مصون بمانند اما آیت الله شهید قدوسی وارد این مدارس شد.

پس از گذراندن دوره ابتدایی تصمیم می‌گیرد که برای یادگیری دروس اسلامی به قم عزیمت کند، لذا در سال ۱۳۲۱ وارد حوزه علمیه شده و مشغول فراگیری دروس اسلامی می‌شود. در همان زمان جریان ضدیت حزب توده و جبهه ملی با روحانیت پیش آمد و او از کسانی بود که به مخالفت شدید با آن‌ها پرداخت. شهید آیت الله قدوسی بعد از سال‌ها تلمذ نزد استاد علامه مورد توجه وی واقع شده و استادش علامه طباطبایی او را به دامادی می‌پذیرد.

ادامه »

موضوعات: مردان بی ادعا  لینک ثابت



[چهارشنبه 1397-06-14] [ 10:57:00 ق.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

 
 
الامام مهدى عليه السلام : لِيَعمَل كُلُّ امْرِءٍ علَى ما يُقَرَّبُ مِن مَحَبَّتِنا ؛ امام مهدى عليه السلام : هر يك از شما بايد كارى كند كه با آن به محبّت ما نزديك شود .بحار الأنوار ، ج ۵۳ ، ص ۱۷۶ .
 
 
چرا امام حسین (ع) تنها ماند؟