سیمای حوزه
مدیریت حوزه علمیه خواهران استان چهارمحال و بختیاری
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   




آقاي مـــــــن....



الامام مهدى عليه السلام : لِيَعمَل كُلُّ امْرِءٍ علَى ما يُقَرَّبُ مِن مَحَبَّتِنا ؛ امام مهدى عليه السلام : هر يك از شما بايد كارى كند كه با آن به محبّت ما نزديك شود .بحار الأنوار ، ج ۵۳ ، ص ۱۷۶ .

شهریور 1397
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            





بدون شرح

یک کربلا ببر که حسرت به دل شدم.......... دارد گدای مادرتان پــــــــــیر می شود



جستجو





وصیت نامه شهداء





پخش زنده حرم





دانشنامه مهدویت





دانشنامه عاشورا



  نشست سه جانبه   ...

معاون پژوهش مديريت حوزه علميه خواهران استان چهارمحال و بختياري از برگزاري سه نشست پژوهشي خبرداد.

روز يكشنبه 29 مهرماه 1397 نخست نشست فعالين پژوهشي مدارس علميه خواهران استان با حضور معاون محترم پژوهش، جناب حجت الاسلام و المسلمين آقاي حصاري برگزار گرديد و سپس نشستي با حضور اعضاي شوراي علمي-پژوهشي استان، اعضاي كارگروه هاي پايان نامه هاي استان، مديران و معاونين پژوهش مدارس علميه استان با معاون محترم پژوهش مركز  و در آخر نشست رئيس اداره پژوهش هاي طلاب با مديران و معاونين پژوهش مدارس علميه خواهران استان برگزار شد.

جناب حجت الاسلام و المسلمين دكتر حصاري در جمع فعالين پژوهش در مورد: بررسي برنامه پژوهشي مدارس، صندوق جهت فعاليت هاي پژوهش مدارس، مهارت آموزي در سطوح مختلف حوزه، مطالعات مربوط به نظام تعليم و تربيت، معاصرسازي تبليغ دين، سبك زندگي و ديگر موضوعات به ايراد سخنراني پرداختند.

ايشان در نشست با اعضاي كاگروه هاي پيان نامه ها و اعضاي شوراي علمي-پژوهش و … نيز به: فرآيند نوشتن پايان نامه، دوره هاي مهارت آموزش طلاب پرداختند و به سوالات پاسخ دادند.

در نشست بعدازظهر سركارخانم راستايي بخشنامه ها و نامه هاي مربوط به پژوهش هاي طلاب را تبيين نمودند و در آخر معاونين سؤالات خود را بيان كردند.

موضوعات: اخبار مدارس  لینک ثابت



[شنبه 1397-06-31] [ 05:41:00 ب.ظ ]





  #اربعين_حرم_2   ...

من به همه گفته ام اربعين حرم هستم

ايــن تن بميــرد آبرويم را نبــر آقــا

موضوعات: عاشقانه آرامـــ...  لینک ثابت



 [ 03:22:00 ق.ظ ]





  #اربعين_حرم_1   ...

من گفته ام به همه اربعين حرم هستم

اين تن بميرد آبرويم را نبر حسين عليه السلام

موضوعات: عاشقانه آرامـــ...  لینک ثابت



[جمعه 1397-06-30] [ 01:22:00 ق.ظ ]





  و فدیناه بذبح عظیم   ...

حرارتی از داغ حسین بر دلمان است که تا قیامت سرد نخواهدشد….

موضوعات: اربــــــاب  لینک ثابت



[پنجشنبه 1397-06-29] [ 11:28:00 ب.ظ ]





  نگهبان میخواهی؟؟؟؟   ...

یا حسین علیه السلام نگهبان دلم باش….

موضوعات: اربــــــاب  لینک ثابت



 [ 02:30:00 ب.ظ ]





  ماجرای عصر عاشورا و حضور حضرت زینب در قتلگاه اباعبدالله الحسین علیه‌السلام   ...

ماجرای عصر عاشورا و حضور حضرت زینب در قتلگاه اباعبدالله الحسین علیه‌السلام به روایت حضرت امام خامنه‌ای مدظله العالي که در نماز جمعه تهران در تاریخ ۵ مهر ۶۴ بیان کرده‌اند.

در همین حالاتى که دشمنان دور بدن حسین‌بن على علیه‌السلام حلقه زدند و هر کدامى یک ضربه‌اى وارد مى‌کنند و این جسمِ پاک بى‌دفاع روى زمین افتاده، هر چه این‌جا وحشیگرى است، این‌جا خباثت است، این‌جا روح حیوانى و انتقام‌گیرى است، در خیام حرم ابى‌عبداللَه روح توجه به خدا، روح انسانى رقیق و عاطفه‌ى شدیدى است که موج مى‌زند و همه‌ى زنها و کودکان - که جز زن و کودک هم در آن خیام حرم کسى نبود، مرد فقط على‌بن‌الحسین علیه‌الصلاةوالسلام بود، که ایشان هم بیمار بودند - همه‌ى اینها نسبت به حسین‌بن‌على و سرنوشت او آن حالت نگرانى را دارند. از خیام حرم بیرون آمدند، و مى‌روند به آن طرفى که فکر مى‌کنند حسین‌بن‌على علیه‌السلام در جا روى زمین افتاده. نقل مى‌کنند که وقتى که این زنها از خیمه‌هابیرون آمدند - زنهاى عرب دیدید شما چطور ندبه مى‌کنند یا شنیدید، هنوز هم معمول است بین زنهاى عرب برکشته‌هاى خودشان بر عزیزان از دست داده به شکل دردناکى گریه مى‌کنند، به صورتشان مى‌زنند، مو از سرشان مى‌کَنند، یک چنین حالت فوق‌العاده‌اى دارند - خب اینها عزیزى را از دست دادند مثل حسین‌بن‌على، زینب پیشاپیش این جمعیت زنها دارند مى‌آیند به طرف قتلگاه. وقتى که زینب رسید آن‌جا جسد عزیزش را روى زمین گرم کربلا افتاده دید به جاى هرگونه عکس‌العملى، به جاى هر گونه شکایتى رفت به طرف جسد عزیزش ابى‌عبداللَه خطاب به جدش پیغمبر صدایش بلند شد «یا رسول‌اللَه صلا علیک ملیک السماء هذا حسینک مرمل بالدماء مقطع الاعضاء» یعنى اى جد عزیزم، اى پیغمبر بزرگوار یک نگاهى به صحراى گرم کربلا بکن، این حسین توست که در میان خاک و خون مى‌غلتد و افتاده. بعد هم نقل مى‌کنند زینب دستها را زیر جسد حسین‌بن‌على کرد؛ صدایش بلند شد پروردگارا این قربانى را از ال محمد قبول بفرما.

موضوعات: نائب ناب  لینک ثابت



 [ 10:31:00 ق.ظ ]





  ماجرای گفتگوی امام حسین علیه‌السلام و حضرت زینب عليها السلام در شب عاشورا   ...

ماجرای گفتگوی امام حسین علیه‌السلام و حضرت زینب عليها السلام در شب عاشورا به روایت حضرت امام خامنه‌ای مدظله العالي که در نماز جمعه تهران در تاریخ ۲۰ مهر ۶۳ بیان کرده‌اند.

راوى این قضیه امام سجاد علیه‌الصّلوةوالسّلام است، که حضرت بیمار بودند - امام سجاد نقل مى‌کنند، مى‌گویند در خیمه من خوابیده بودم، عمه‌ام زینب هم پهلوى من نشسته بود و از من پذیرایى مى‌کرد. خیمه‌ى پهلویى هم پدرم حضرت ابى‌عبداللَّه بود، نشسته بود و جُون - غلام ابى‌ذر - داشت شمشیر حضرت را اصلاح مى‌کرد، خودشان را آماده مى‌کردند براى نبردى که فردا در پیش داشتند. مى‌گوید یک وقت دیدم پدرم بنا کرد زمزمه کردن و یک اشعارى خواند که مضمون این اشعار این است که دنیا روگردان شده و عمر به انسان وفا نخواهد کرد و مرگ نزدیک است. «یا دهر افٍ لک من خلیلى کم لک بالاشراق من اصیلى» این نشان‌دهنده‌ى این است که کسى که این شعر را دارد مى‌خواند مطمئن است که به زودى و در زمان نزدیکى دنیا را مفارقت خواهد کرد. امام سجاد مى‌گوید من این شعر را شنیدم پیام و معناى این شعر را هم درک کردم، فهمیدم امام حسین دارد خبر مرگ خودش را مى‌دهد. اما خودم را نگه داشتم ناگهان نگاه کردم، دیدم عمه‌ام زینب به شدت ناراحت شد. برخاست رفت به خیمه‌ى برادر، گفت برادر جان! مى‌بینم خبر مرگ خودت را مى‌دهى. ما تا به حال دلمان به تو خوش بود، وقتى پدرمان از دنیا رفت، گفتیم برادرانمان هستند .برادرم امام حسن وقتى به شهادت رسید، من گفتم برادرم امام حسین هست، سالها به تو دل خوش کردم، به اتکاء تو بودم، امروز مى‌بینم تو هم خبر مرگ مى‌دهى

موضوعات: نائب ناب  لینک ثابت



[چهارشنبه 1397-06-28] [ 03:08:00 ب.ظ ]





  شهادت ابالفضل العباس علیه السلام   ...

ماجرای شهادت حضرت اباالفضل العباس علیه‌السلام به روایت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در نماز جمعه تهران در تاریخ ۲۶ فروردین ۷۹ 

وفادارى حضرت اباالفضل العباس هم از همه جا بیشتر در همین قضیه‌ى وارد شدن در شریعه‌ى فرات و ننوشیدن آب است. البته نقل معروفى در همه‌ى دهانها است که امام حسین علیه‌السلام حضرت اباالفضل را براى آوردن آب فرستاد. اما آنچه که من در نقلهاى معتبر - مثل «ارشاد» مفید و «لهوف» ابن‌طاووس - دیدم، اندکى با این نقل تفاوت دارد. که شاید اهمیت حادثه را هم بیشتر مى‌کند. در این کتابهاى معتبر این‌طور نقل شده است که در آن لحظات و ساعت آخر، آن‌قدر بر این بچه‌ها و کودکان، بر این دختران صغیر و بر اهل حرم تشنگى فشار آورد که خود امام حسین و اباالفضل با هم به طلب آب رفتند. اباالفضل تنها نرفت؛ خود امام حسین هم با اباالفضل حرکت کرد و به طرف همان شریعه‌ى فرات - شعبه‌اى از نهر فرات که در منطقه بود - رفتند، بلکه بتوانند آبى بیاورند. این دو برادر شجاع و قوى‌پنجه، پشت به پشت هم در میدان جنگ جنگیدند. یکى امام حسین در سن نزدیک به شصت سالگى است، اما از لحاظ قدرت و شجاعت جزو نام‌آوران بى‌نظیر است. دیگرى هم برادر جوان سى‌وچند ساله‌اش اباالفضل العباس است، با آن خصوصیاتى که همه او را شناخته‌اند. این دو برادر، دوش به دوش هم، گاهى پشت به پشت هم، در وسط دریاى دشمن، صف لشکر را مى‌شکافند. براى این‌که خودشان را به آب فرات برسانند، بلکه بتوانند آبى بیاورند. در اثناى این جنگِ سخت است که ناگهان امام حسین احساس مى‌کند دشمن بین او و برادرش عباس فاصله انداخته است. در همین حیص و بیص است که اباالفضل به آب نزدیکتر شده و خودش را به لب آب مى‌رساند. آن‌طور که نقل مى‌کنند، او مشک آب را پر مى‌کند که براى خیمه‌ها ببرد. در این‌جا هر انسانى به خود حق مى‌دهد که یک مشت آب هم به لبهاى تشنه‌ى خودش برساند؛ اما او در این‌جا وفادارى خویش را نشان داد. اباالفضل العباس وقتى که آب را برداشت، تا چشمش به آب افتاد، «فذکر عطش الحسین»؛ به یاد لبهاى تشنه‌ى امام حسین، شاید به یاد فریادهاى العطش دختران و کودکان، شاید به یاد گریه‌ى عطشناک على‌اصغر افتاد و دلش نیامد که آب را بنوشد. آب را روى آب ریخت و بیرون آمد. در این بیرون آمدن است که آن حوادث رخ مى‌دهد و امام حسین علیه‌السلام ناگهان صداى برادر را مى‌شنود که از وسط لشکر فریاد زد: «یا اخا ادرک اخاک».

موضوعات: اربــــــاب  لینک ثابت



 [ 11:04:00 ق.ظ ]





  یا اخا...   ...

بیا برگرد خونه ای همه کس و کارم، منو تنها نگذار  ای علمدارم…

موضوعات: اربــــــاب  لینک ثابت



[سه شنبه 1397-06-27] [ 11:36:00 ب.ظ ]





  پیام مدیر حوزه‌های علمیه خواهران به مناسبت آغاز سال تحصیلی 97-98   ...



مدیر حوزه های علمیه خواهران در آستانه آغاز سال تحصیلی 97-98 حوزه‌های علمیه خواهران پیامی صادر کرد.
 
 
متن پیام مدیر حوزه‌های علمیه خواهران به این شرح است:

بسم‌الله الرحمن الرحیم
آغاز سال تحصیلی حوزه‌های علمیه خواهران تجدید پیمان سربازان امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با مقتدای خود و شروع دوباره مجاهدت‌های علمی و عملی سنگربانان اسلام ناب محمدی (صلی‌الله علیه و آله و سلم) است.
هرساله با آغاز سال تحصیلی جدید دروازه‌های هدایت و نور به روی طلاب و فضلا گشوده و حرکت دوباره در مسیر پیشرفت علمی و رشد و تعالی در جامعه آغاز می‌شود، حرکتی که هیچگاه متوقف نشده و تنها به تناسب شرایط تغییر کرده است.
وظیفه همه ما مبتنی بر مکتب اسلام و آرمان‌های انقلاب اسلامی و ضرورت دنیای امروز و فردا، مجهز شدن به سلاح علم و تقوا و دانش و بصیرت است و امید است در سایه سار رهنمودهای مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) توفیقات بیشتری حاصل شود.
دوره جدید برای حوزه‌های علمیه خواهران، با عنایت به اینکه سال ۱۳۹۷ به رفع کاستی‌ها اختصاص داده شده است، دوره رشد و بالندگی مدارس علمیه خواهران است و اجلاس سراسری مدیران مدارس علمیه خواهران نیز در راستای همین سیاست برگزار شد اما آنچه در شرایط حاضر بسیار حائر اهمیت است برطرف کردن مشکلات و کاستی‌ها، حتی در مسائل جزئی و ریز و تا زمان رسیدن حوزه‌های علمیه خواهران به بالندگی است.
برای نیل به این اهداف مهم، مدارس علمیه خواهران نقش کلیدی و محوری ایفا می‌کنند، به‌طوری که وظایف و مسئولیت‌های این مرکز و مدیریت‌های استانی نیز براساس شرایط و ظرفیت‌های مدارس تعریف می‌شود.
الف) انتظار ما از مدیران مدارس چند اقدام مهم و اساسی است:
1. توجه ویژه‌ای به روابط میان بخش‌های مختلف مدرسه داشته باشند و سهم و وظیفه هر بخش را کاملاً تبیین و تعریف کنند.
2. برای انجام فعالیت‌های فرهنگی، تربیتی، تهذیب، اخلاقی و … در قالب‌های شاداب و بانشاط در زمان فوق‌برنامه اهتمام داشته باشند.
3. حوزه‌های علمیه یک مجموعه تعلیمی - تربیتی و تبلیغی و پژوهشی و یک جریانی است که رو به آینده طراحی شده و همواره در طول تاریخ بخش عمده‌ای از استادان، کادر اداری و اجرایی و نیروی انسانی مورد نیاز حوزه‌های علمیه از طلاب تأمین می‌شده است و این مسأله محصول رسوخ دانش و توجه به سنت‌های حوزوی از جمله مباحثه است و ابتنای ارتقای علمی و رشد و پویایی ذهنی در امر حیاتی تربیت نیروی انسانی بر سنت اصیل و کارآمد مباحثه، موجب شده تا در سال جاری یک ساعت فوق برنامه حضور طلاب به مباحثه و دیگر فعالیت‌های فرهنگی و پژوهشی اختصاص داده شود که با مدیریت مدرسه، نوع و محتوای آن تعریف خواهد شد لذا انتظار داریم مباحثه، به عنوان یک سنت حیات بخش علمی در حوزه‌های علمیه که اساس قدرت تدریس و فهم عمیق است، در ساعت‌های فوق برنامه به طور جدی مورد توجه قرار گیرد.
ب) طلاب وظیفه سنگینی در بالندگی و تعالی حوزه‌های علمیه برعهده دارند و ‌اکنون و در آغاز سال تحصیلی بر رعایت موارد ذیل از سوی طلاب حوزه‌های علمیه خواهران تأکید دارم:
1. مدرسه فضایی مناسب برای تمرین و آماده‌سازی ایفای نقش‌های مختلف در جامعه است، بنابراین طلاب باید از این فرصت نهایت بهره‌مندی را نموده، برای انجام وظایف خود در زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی، اخلاقی، تربیتی و بویژه فعالیت‌های مادرانه و همسرانه به خوبی نقش خود را ایفا کنند.
2. طلاب باید با استفاده از فرصت و ظرفیت مدارس مهارت و توانمندی‌های خود را شکوفا و نقاط ضعف را برطرف کنند چراکه جامعه از زنانی که از مهارت و تجربه کافی برخوردار باشند، استقبال می‌کند لذا در سال تحصیلی پیش‌رو فضا برای فعالیت‌های خودجوش طلاب در چارچوب‌ کانون‌ها و کمیته‌های آتش به اختیار فراهم شده است و از طلاب محترم انتظار داریم فعالیت‌های خودجوش برای ارتقای توانایی‌های مهارتی و دانشی و بینشی را تعریف نمایند.
ج) نقش اساتید نیز در ایفای نقش حوزه‌های علمیه اساسی است:
نقش مهم و بی‌بدیل اساتید ارجمند در همه سطوح و مشارکت آنان، نباید لحظه‌ای مورد غفلت قرار گیرد، چراکه استادان این طلایه داران دانایی، اصلی‌ترین محور تحقق عینی سیاست‌ها و برنامه‌های حوزه‌های علمیه خواهران در مدارس هستند که می‌توانند تسهیل‌گر دست‌یابی به افق‌های روشن باشند و بر این اساس برنامه‌های ارتقایی در قالب‌ آموزش‌های رسمی و دوره‌های پودمانی برای اساتید محترم تعریف شده است که به همت والای ایشان و با تلاش همکاران مرکز به ثمر خواهد نشست.
در رشد و تعالی حوزه‌های علمیه، اندیشه‌ها و آموزه‌های امام خمینی (رحمه‌الله علیه) و راهنمایی‌ها، رهنمودها و مطالبات رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله)، مراجع عظام (دامت برکاتهم) و اندیشه‌های بزرگان حوزه، سرمایه اصلی و چراغ هدایت به شمار می‌آید و باید آن‌ها را محور قرار داد.
تعجیل در فرج مولایمان حضرت ولی‌عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و توفیق روزافزون و عزت و سربلندی همه خدمتگزاران به حوزه‌های علمیه را از خداوند منان مسألت می‌نمایم.

موضوعات: اخبار مدارس  لینک ثابت



 [ 10:19:00 ق.ظ ]





  شبيه به هيچ كس...   ...

چهره ی اکبر قاب عکسی متحرک از پیامبر بود

به میدان که آمد بعثتی نو از حرا آغاز شد…بعثتی با هزار تکه!

او اما شبیه به هیچ کسی نبود؛

اصلا قرار بود در لشگر دشمن باشد…

یک شبه شد جان فدای علی اکبر و همنشین پیامبر….

ما هم شبیه هیچ کسی نیستیم اما؛… ‌

 

پ.ن: حر 8

موضوعات: اربــــــاب  لینک ثابت



 [ 10:04:00 ق.ظ ]





  ماجرای شهادت حضرت علی اکبر علیه‌السلام   ...

ماجرای شهادت حضرت علی اکبر علیه‌السلام به روایت حضرت امام خامنه‌ای مدظله العالي در نماز جمعه تهران در تاریخ ۱۷ اردیبهشت ۷۷ بیان کرده‌اند.


این جوان پیش پدر آمد. اولاً على اکبر را هجده ساله تا بیست و پنج‌ساله نوشته‌اند؛ یعنى حداقل هجده سال و حداکثر بیست و پنج سال. مى‌گوید: «خرج على‌بن‌الحسین»؛ على‌بن‌الحسین براى جنگیدن، از خیمه‌گاه امام حسین خارج شد. باز در این‌جا راوى مى‌گوید: «و کان من اصبح الناس خلقاً»؛ این جوان، جزو زیباترین جوانان عالم بود؛ زیبا، رشید، شجاع. «فاستأذن اباه فى القتال»؛ از پدر اجازه گرفت که برود بجنگد. «فأذن له»؛ حضرت بدون ملاحظه اذن داد. در مورد «قاسم‌بن الحسن»، حضرت اول اذن نمى‌داد، و بعد مقدارى التماس کرد، تا حضرت اذن داد؛ اما «على‌بن‌الحسین» که آمد، چون فرزند خودش است، تا اذن خواست، حضرت فرمود که برو. «ثم نظر الیه نظر یائس منه»؛ نگاه نومیدانه‌اى به این جوان کرد که به میدان مى‌رود و دیگر برنخواهد گشت. «وارخى علیه‌السلام عینه و بکى»؛ چشمش را رها کرد و بنا کرد به اشک ریختن.
یکى از خصوصیات عاطفى دنیاى اسلام همین است؛ اشک‌ریختن در حوادث و پدیده‌هاى عاطفى. شما در قضایا زیاد مى‌بینید که حضرت گریه کرد. این گریه، گریه‌ى جزع نیست؛ این همان شدت عاطفه است؛ چون اسلام این عاطفه را در فرد رشد مى‌دهد. حضرت بنا کرد به گریه‌کردن. بعد این جمله را فرمود که همه شنیده‌اید: «اللهم اشهد»؛ خدایا خودت گواه باش. «فقد برز الیهم غلام»؛ جوانى به سمت اینها براى جنگ رفته است که «اشبه الناس خُلقاً و خَلقاً و منطقاً برسولک».
یک نکته در این‌جا هست که من به شما عرض کنم. ببینید؛ امام حسین در دوران کودکى، محبوب پیامبر بود؛ خود او هم پیامبر را بى‌نهایت دوست مى‌داشت. حضرت شش، هفت ساله بود که پیامبر از دنیا رفت. چهره‌ى پیامبر، به صورت خاطره‌ى بى‌زوالى در ذهن امام حسین مانده است و عشق به پیامبر در دل او هست. بعد خداى متعال، على‌اکبر را به امام حسین مى‌دهد. وقتى این جوان کمى بزرگ مى‌شود، یا به حد بلوغ مى‌رسد، حضرت مى‌بیند که چهره، درست چهره‌ى پیامبر است؛ همان قیافه‌اى که این قدر به او علاقه داشت و این قدر عاشق او بود، حالا این به جد خودش شبیه شده است. حرف مى‌زند، صدا شبیه صداى پیامبر است. حرف زدن، شبیه حرف زدن پیامبر است. اخلاق، شبیه اخلاق پیامبر است؛ همان بزرگوارى، همان کرم و همان شرف.
بعد این‌گونه مى‌فرماید: «کنا اذا اشتقنا الى نبیک نظرنا الیه»؛ هر وقت که دلمان براى پیامبر تنگ مى‌شد، به این جوان نگاه مى‌کردیم؛ اما این جوان هم به میدان رفت. «فصاح و قال یابن سعد قطع اللَه رحمک کما قطعت رحمى». بعد نقل مى‌کند که حضرت به میدان رفت و جنگ بسیار شجاعانه‌اى کرد و عده‌ى زیادى از افراد دشمن را تارومار نمود؛ بعد برگشت و گفت تشنه‌ام. دوباره به طرف میدان رفت. وقتى که اظهار عطش کرد، حضرت به او فرمودند: عزیزم! یک مقدار دیگر بجنگ؛ طولى نخواهد کشید که از دست جدت پیامبر سیراب خواهى شد. وقتى امام حسین این جمله را به على‌اکبر فرمود، على‌اکبر در آن لحظه‌ى آخر، صدایش بلند شد و عرض کرد: «یا ابتا علیک السلام»؛ پدرم! خداحافظ. «هذا جدى رسول‌اللَه یقرئک السلام»؛ این جدم پیامبر است که به تو سلام مى‌فرستد. «و یقول عجل القدوم علینا»؛ مى‌گوید بیا به سمت ما.

موضوعات: نائب ناب  لینک ثابت



 [ 10:02:00 ق.ظ ]





  فقط خوبی‌...   ...

او اما اولین مسافر میدان جنگ بود

همان لحظه که بخشیده شد پا در رکاب کرد

تا برای حسین و خیام بجنگد.

دم آخر، رویی نداشت که حسین را صدا زند…

از حسین عذرخواست

حسین گفت: ای حر! جز خوبی از تو در یاد نداریم!

پ.ن: حر ۹

موضوعات: اربــــــاب  لینک ثابت



 [ 07:36:00 ق.ظ ]





  پيروز ميدان   ...

جمعیت نشانه ی پیروزی است، سنگینی می کند،

استرس را کم می کند او اما هفتاد و دو را به هزاران ترجیح داد…

رفت در آغوش حسین…

برد و باخت بازی اینجا فرق می کند…

حر پیروز میدان بود

 

پ.ن: حر 7

موضوعات: اربــــــاب  لینک ثابت



[دوشنبه 1397-06-26] [ 01:46:00 ب.ظ ]





  به كدامين گناه كشته شدي؟   ...

 

تيـــــر نگذاشت كه يك جمـــله به آخـــر برسد

هيــچ كس حــدس نمي زد كه چنين ســـربرسد

پدرش چيــز زيــادي كه نمي خواســـته فــرات

يك دو قــطره چـه ضــرر داشت به اصــغر برسد

 


 

پ.ن: داغش چنان سخت و طاقت فرساست كه ذره اي از حرارتش در دل هاي شيعيان كم نشده است.

تا آخر عمر هم اگر از او بنويسيم بازهم داغش تازه است و …

موضوعات: اربــــــاب  لینک ثابت



 [ 10:36:00 ق.ظ ]





  باب الحوائج شش ماهه   ...

اگر چه حوصله ی شعر سر نیامده است
قلم ز عهده ی مدح تو بر نیامده است

به شهد غنچه ی لبهای سرخ تو سوگند
گلی شبیه تو از خاک در نیامده است

بزرگی تو چنان جلوه کرده در عالم
مجال عمر کَمَت در نظر نیامده است

به لطف منسب بابُ الحوائجْیت بُوَد
که توی حرف تو اصلاً اگر نیامده است

علی؛علیست چه اکبر؛چه اصغرش؛اصلاً
ز نام نامی تو خوبتر نیامده است

بدیل نیست برایت که در سرای حسین
پس از ظهور تو دیگر پسر نیامده است

چه جلوه ای تو ندانم که لطف نقّاشیْت
به ذهن این همه تصویرگر نیامده است

خبر رسیده لبت خنده داشت وقت سفر
اگر ز شورش اشکت خبر نیامده است

ازآن طرف دل مادر اسیر دلشوره ست
ازاین طرف سوی خیمه پدر نیامده است

بگو گلوی تو شمشیر خورده یا نیزه ؟
مگر به سمت تو تیر سه پر نیامده است ؟

تنت برای چه اینقدر؛ زخمْ خورده شده؟
اگر ز خاک به سرنیزه در نیامده است

(محمدقاسمی)

 

موضوعات: اربــــــاب  لینک ثابت



 [ 10:09:00 ق.ظ ]





  ماجرای شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام   ...

ماجرای شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام به روایت حضرت امام خامنه‌ای مدظله العالي در نماز جمعه تهران در تاریخ ۲۱ شهریور ۶۵ بیان کرده‌اند.


یک روزى ۲، ۳ ساعت برق خانه‌ى شما در تابستان قطع بشود پدر و مادر ناراحت از گرمازدگى خودشان نیستند، زن و مرد خانه ناراحت از کلافه شدن و عرق ریختن خودشان نیستند، اما مادر خانه وقتى نگاه مى‌کند مى‌بیند این بچه‌ى قنداقى‌اش، این بچه‌ى شیرى‌اش، از گرما خوابش نمى‌برد، طاقت نمى‌آورد، آرام نمى‌گیرد جگر او آتش مى‌گیرد حالا شما در عصر عاشورا ببینید در خیمه‌هاى سیدالشهداء با آن گرما با آن عطش با آن تشنگى چه مى‌گذشت به خاطر همین بچه‌ى کوچک، بعضى‌ها بودند شاید بیش از یک شبانه‌روز بود توى آن گرما آب ننوشیده بودند، یقیناً اینها به فکر خودشان نبودند وقتى على‌اصغر را مى‌دیدند، من گمان مى‌کنم علت اصلى بردن على‌اصغر به وسیله‌ى سیدالشهداء به مقابل لشگر دشمن که امید بسیار ضعیفى بود که اینها دلشان بسوزد این مردم وحشى و آب بدهند علت اصلى این بود که امام حسین راه چاره‌ى دیگرى نداشت، کار دیگرى نمى‌توانست بکند وقتى رفت طرف خیمه‌ها دید غوغا و هیاهو در خیمه‌ها همه را فرا گرفته و این بچه‌ى کوچک عطشش، گرسنگى‌اش، ناراحتى‌اش، همه را تحت‌تأثیر قرار داده حسین‌بن‌على مجبور شد این بچه را در آغوش بگیرد اگر چه احتمال خیلى ضعیفى بود که آب به او داده بشود البته اگر مى‌خواستند آب بدهند مى‌توانستند یک بچه‌ى شش ماهه مگر به چه قدر آب رفع عطشش مى‌شود، اگر به قدر نصف استکان آب به امام حسین مى‌دادند رفع عطش على‌اصغر مى‌شد، با وجود این امید ضعیف حسین‌بن‌على علیه‌السّلام این بچه را در آغوش گرفت، برد، او را روى دست بلند کرد، به همه نشان داد حالت خود این بچه تأثرانگیز بود، هر دلى را هر دل سنگى را یقیناً به ترحم وادار مى‌کرد، حضرت مخصوصاً استرحام کردند این حرف درست است که «ان لم ترحمونى فرحموا هذا الطفل الرضیع» یعنى رحم کنید به این بچه‌ى کوچک، یک پدر براى بچه‌ى کوچک در این مواقع اضطرارى این کار را مى‌کند آن نفس ابى حسین‌بن‌على علیه‌السّلام اجازه مى‌دهد به او که براى حفظ جان این بچه یک مقدارى آب از آنها بگیرند از آنها طلب بکنند در همین حالى که حسین‌بن‌على لابد با یک حال بحرانى، با یک هیجان، با یک ناراحتى این بچه را روى دست بلند کرده دارد حرف مى‌زند یک وقت یک چیز عجیبى را احساس کرد دید این بچه‌اى که از گرسنگى و تشنگى بى‌حس و حال افتاده بود سر خودش را نمى‌توانست نگه دارد گردنش یک طرف کج شده بود آن چنان این بچه دست و پا مى‌زند روى دست پدر همین‌طور که نگاه کرد دید خون از گلوى على‌اصغر سرازیر شده «على لعنة اللَّه على القوم الظالمین».

موضوعات: نائب ناب  لینک ثابت



 [ 09:57:00 ق.ظ ]





  ماجرای شهادت حضرت عبدالله بن الحسن   ...

ماجرای شهادت حضرت عبدالله بن الحسن که رهبر انقلاب در نماز جمعه تهران در تاریخ ۱۳۶۴/۷/۵ بیان کرده‌اند.


آن وقتى که حسین‌بن‌على علیه‌السّلام از اسب روى زمین افتاد - یعنى در آن لحظات آخر - و اسب بى‌صاحب امام حسین به خیمه‌ها برگشت، و زن و بچه و اهل حرم فهمیدند که حادثه براى حضرت ابى‌عبدالله پیش آمده، خب هر کدام یک عکس‌العملى نشان دادند. یک بچه‌ى یازده ساله‌اى بود که در آغوش امام حسین بزرگ شده بود؛ در حادثه‌ى کربلا ده سال از شهادت امام حسن مى‌گذشت. یعنى این بچه از یک سالگى در دامان عمو تربیت پیدا کرده بود و با عمو انس گرفته بود مثل پدر. شاید به خاطر این‌که بچه‌ى یتیم بوده امام حسین از فرزندان خودش هم بیشتر به او محبت مى‌کرده. خب پیدا است که یک چنین محبتى چگونه این بچه را سراسیمه کرد وقتى فهمید که عمویش در وسط میدان روى زمین افتاده، با شتاب آمد و رسید بالاى سر أبى‌عبداللَّه آن‌طورى که نقل کردند و نوشتند. هنگامى که این بچه رسید یکى از سربازان خبیث و قسى‌القلب ابن‌زیاد شمشیر را بلند کرده بود که بر بدن مجروح ابى‌عبدالله فرود بیاورد، این بچه در همین حال رسید که دید عمویش افتاده روى زمین و یک ظالمى هم شمشیر بلند کرده که فرود بیاورد، این بچه آنقدر ناراحت شد، آنقدر سراسیمه شد که این دستهاى کوچک خودش را بى‌اختیار جلوى شمشیر گرفت. اما این کار موجب نشد که آن حیوان درنده شمشیر را فرود نیاورد. شمشیر را فرود آورد، دست این بچه قطع شد. فریاد این بچه بلند شد، بنا کرد استغاثه کردن، اما این گرگ خونخوار به همین هم اکتفا نکرد، پشت سر این بچه رفت، بچه‌ى یازده ساله را روى زمین انداخت و او را به شهادت رساند. این‌جا بود که امام حسین خیلى منقلب شد، کارى هم از او برنمى‌آید، در مقابل چشم او این عزیز دلش را، این یتیم برادرش را، این بچه‌ى یازده ساله را دارند مى‌کشند، این بود که این‌جا دست به دعا برداشت و از ته دل این مردم را نفرین کرد. صدا زد «اللّهم أمسک عنهم قطر السماء» خدایا باران رحمتت را بر این مردم حرام کن…

موضوعات: نائب ناب  لینک ثابت



[شنبه 1397-06-24] [ 10:21:00 ق.ظ ]





  جلسات بزرگداشت شهدا، ادامه‌ی شهادت است   ...

پایگاه اطلاع‌رسانی امام خامنه اي مدظله العالي به مناسبت بازگشت و تشییع پیکر ۱۳۵ شهید دوران دفاع مقدس، گزیده‌ای از بیانات رهبر انقلاب اسلامی درباره‌ی بزرگداشت یاد شهیدان را منتشر می‌کند.

گاهی رنج و زحمتِ زنده نگهداشتن خون شهید، از خود شهادت کمتر نیست
شهید، چیز عظیم و حقیقت شگفت‌آوری است. ما چون به مشاهده شهدا عادت کرده‌ایم و گذشتها و ایثارها و عظمتها و وصایا و راهی که آنها را به شهادت رساند، زیاد دیده‌ایم، عظمت این حقیقت نورانی و بهشتی برایمان مخفی میماند؛ مثل عظمت خورشید و آفتاب که از شدّت ظهور، برای کسانی که دائم در آفتابند، مخفی میماند.

در دوران گذشته، وقتی که یک نمونه از این نمونه‌های شهدای امروز ما، از تاریخ صدر اسلام انتخاب و معرفی میشد و شرح حال او بیان میگردید، تغییر واضح و شگفت‌آوری در دلها و جانها و حتی در همها و نیّتها به وجود میآورد. هر یک از این ستارگان درخشان، میتواند عالمی را روشن کند. بنابراین، حقیقت شهادت حقیقت عظیمی است.

ادامه »

موضوعات: یادی از جنگ  لینک ثابت



 [ 10:05:00 ق.ظ ]





  ماجرای شهادت حضرت اباالفضل العباس علیه‌السلام   ...

ماجرای شهادت حضرت اباالفضل العباس علیه‌السلام به روایت حضرت امام خامنه‌ای مدظله العالي در نماز جمعه تهران در تاریخ ۲۶ فروردین ۷۹ بیان کرده‌اند.


وفادارى حضرت اباالفضل العباس هم از همه جا بیشتر در همین قضیه‌ى وارد شدن در شریعه‌ى فرات و ننوشیدن آب است. البته نقل معروفى در همه‌ى دهانها است که امام حسین علیه‌السلام حضرت اباالفضل را براى آوردن آب فرستاد. اما آنچه که من در نقلهاى معتبر - مثل «ارشاد» مفید و «لهوف» ابن‌طاووس - دیدم، اندکى با این نقل تفاوت دارد. که شاید اهمیت حادثه را هم بیشتر مى‌کند. در این کتابهاى معتبر این‌طور نقل شده است که در آن لحظات و ساعت آخر، آن‌قدر بر این بچه‌ها و کودکان، بر این دختران صغیر و بر اهل حرم تشنگى فشار آورد که خود امام حسین و اباالفضل با هم به طلب آب رفتند. اباالفضل تنها نرفت؛ خود امام حسین هم با اباالفضل حرکت کرد و به طرف همان شریعه‌ى فرات - شعبه‌اى از نهر فرات که در منطقه بود - رفتند، بلکه بتوانند آبى بیاورند.
این دو برادر شجاع و قوى‌پنجه، پشت به پشت هم در میدان جنگ جنگیدند. یکى امام حسین در سن نزدیک به شصت سالگى است، اما از لحاظ قدرت و شجاعت جزو نام‌آوران بى‌نظیر است. دیگرى هم برادر جوان سى‌وچند ساله‌اش اباالفضل العباس است، با آن خصوصیاتى که همه او را شناخته‌اند. این دو برادر، دوش به دوش هم، گاهى پشت به پشت هم، در وسط دریاى دشمن، صف لشکر را مى‌شکافند. براى این‌که خودشان را به آب فرات برسانند، بلکه بتوانند آبى بیاورند. در اثناى این جنگِ سخت است که ناگهان امام حسین احساس مى‌کند دشمن بین او و برادرش عباس فاصله انداخته است. در همین حیص و بیص است که اباالفضل به آب نزدیکتر شده و خودش را به لب آب مى‌رساند. آن‌طور که نقل مى‌کنند، او مشک آب را پر مى‌کند که براى خیمه‌ها ببرد. در این‌جا هر انسانى به خود حق مى‌دهد که یک مشت آب هم به لبهاى تشنه‌ى خودش برساند؛ اما او در این‌جا وفادارى خویش را نشان داد.
اباالفضل العباس وقتى که آب را برداشت، تا چشمش به آب افتاد، «فذکر عطش الحسین»؛ به یاد لبهاى تشنه‌ى امام حسین، شاید به یاد فریادهاى العطش دختران و کودکان، شاید به یاد گریه‌ى عطشناک على‌اصغر افتاد و دلش نیامد که آب را بنوشد. آب را روى آب ریخت و بیرون آمد. در این بیرون آمدن است که آن حوادث رخ مى‌دهد و امام حسین علیه‌السلام ناگهان صداى برادر را مى‌شنود که از وسط لشکر فریاد زد: «یا اخا ادرک اخاک».

موضوعات: نائب ناب  لینک ثابت



 [ 02:54:00 ق.ظ ]





  انتقاد به مسئولين   ...

امام خامنه اي مدظله العالي فرمودند: گاهي اوقات در بيان مشكلات و يا انتقادها مبالغه مي شود… بنده خودم اهل انتقادم و اهل مسامحه در برخورد با مشكلات و دستگاه هاي مسئول نيستم اما تأكيد دارم كه نحوه گفتن و نحوه اقدام كردن نبايد به گونه اي باشد كه مردم دچار بيماري بدبيني شوند.

موضوعات: نائب ناب  لینک ثابت



[یکشنبه 1397-06-18] [ 09:50:00 ق.ظ ]





  دیدار رئیس جمهوری روسیه با رهبر انقلاب   ...

حضرت امام خامنه‌ای مدظله العالي رهبر معظم انقلاب اسلامی جمعه شب در دیدار آقای ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه و هیئت همراه، ضمن اظهار امیدواری برای پُرثمر بودن نشست سه‌جانبه‌ی تهران، سخنان رئیس‌جمهور روسیه مبنی بر لزوم گسترش هرچه بیشتر همکاری‌های دوجانبه را تأیید کردند و گفتند: همکاری ایران و روسیه در موضوع سوریه یک نمونه‌ی برجسته و یک تجربه‌ی بسیار خوب از همکاری دوجانبه است که به معنی واقعی کلمه، هم‌افزایی است.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه همکاری‌های دوجانبه‌ی ایران و روسیه می‌تواند در مسائل جهانی نیز گسترش یابد، افزودند: یکی از مواردی که دو طرف می‌توانند با یکدیگر همکاری داشته باشند، مهار آمریکا است زیرا آمریکا یک خطر برای بشریت است و امکان مهار آن نیز وجود دارد.

حضرت امام خامنه‌ای مدظله العالي قضایای سوریه را یک نمونه‌ی موفق از مهار آمریکا برشمردند و خاطرنشان کردند: آمریکایی‌ها اکنون در سوریه شکست واقعی خورده‌اند و به اهداف خود نرسیدند.

ایشان با تشریح اهداف آمریکا در ابتدای قضایای سوریه به‌ویژه بعد از سرنگونی حکومت‌های وابسته به آمریکا در مصر و تونس گفتند: آمریکایی‌ها قصد داشتند با استفاده از شرایط به‌وجودآمده در آن زمان در کشورهای عربی، ضربه‌ی وارده در مصر و تونس را در سوریه و با سرنگونی حکومت طرف‌دار مقاومت جبران کنند اما اکنون کاملاً شکست خورده‌اند.

رهبر انقلاب اسلامی تحریم ایران، روسیه و ترکیه از جانب آمریکا را یک نقطه‌ی اشتراک بسیار قوی برای گسترش همکاری‌ها دانستند و افزودند: جمهوری اسلامی ایران و روسیه باید ضمن گسترش همکاری‌های سیاسی و اقتصادی، توافق‌های انجام‌گرفته در نشست تهران را با جدیت پیگیری کنند.

ادامه »

موضوعات: نائب ناب  لینک ثابت



[شنبه 1397-06-17] [ 10:49:00 ق.ظ ]





  دیدار رئیس جمهوری ترکیه با رهبر انقلاب   ...

حضرت امام خامنه‌ای مدظله العالي رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر روز جمعه در دیدار آقای رجب طیب اردوغان رئیس‌جمهور ترکیه و هیئت همراه، مهم‌ترین نیاز امروز دنیای اسلام را نزدیکی هرچه بیشتر کشورهای اسلامی و هم‌افزایی آن‌ها دانستند و گفتند: اتحاد و همکاری کشورهای اسلامی قطعاً زمینه‌ساز حل مشکلات منطقه خواهد بود و به همین دلیل استکبار و در رأس آن آمریکا از همکاری و نزدیکی کشورهای اسلامی و شکل‌گیری یک قدرت اسلامی نگران است.

ایشان علت دشمنی و کینه‌ورزی آمریکا با کشورهای اسلامی دارای قدرت را همین نگرانی برشمردند و افزودند: جمهوری اسلامی ایران و ترکیه دو کشور آبرومند و قدرتمند منطقه هستند و انگیزه‌های مشترکی برای دنیای اسلام دارند، بنابراین باید همکاری‌های دو کشور در زمینه‌های سیاسی و اقتصادی بیش از پیش گسترش یابد.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به همکاری‌ها و ارتباطات خوب جمهوری اسلامی ایران و ترکیه از زمان روی کار آمدن جریان اسلام‌گرا، تأکید کردند: لازم است نقاط مشترک هرچه بیشتر تقویت شود.

حضرت امام خامنه‌ای مدظله العالي همچنین از مواضع آقای اردوغان درخصوص مسائل میانمار قدردانی کردند و با اشاره به موضوع فلسطین گفتند: مسئله‌ی فلسطین همواره مهم است و لحظه‌ای نباید از آن غفلت کرد.

در این دیدار که آقای جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور نیز حضور داشت، رئیس‌جمهور ترکیه وضعیت منطقه را بحرانی دانست و ابراز امیدواری کرد که در سایه‌ی همکاری کشورهای اسلامی مسائل منطقه حل‌وفصل شود.

آقای اردوغان، پراکندگی و نبود انسجام میان کشورهای اسلامی را از عوامل بروز وضع کنونی برشمرد و گفت: به علت نوع رفتار غرب در قبال کشورهای مستقل اسلامی، اوضاع از حساسیت بیشتری برخوردار است و همین مسئله ایجاب می‌کند همبستگی و برادری به‌ویژه میان جمهوری اسلامی ایران و ترکیه افزایش یابد.
 
 

موضوعات: نائب ناب  لینک ثابت



 [ 10:45:00 ق.ظ ]





  طرفداران امام را افراطی می‌خواندند   ...

خاطره‌ی رهبر انقلاب از روز هفدهم شهریور پنجاه و هفت
‫طرفداران امام را افراطی می‌خواندند


 

از روز هفدهم شهریور سال ۱۳۵۷ خاطره‌ای در ذهن دارم. قبل از آنکه این حادثه‌ی خون‌بار در تهران اتّفاق بیفتد، سیاست رژیم ستم‌شاهی به‌دنبال این بود که مبارزان و به تبع آن ملّت ایران را، به تندرو و کندرو، افراطی و معتدل تقسیم کند. این، نکته‌ی خیلی قابل توجّهی است که امروز مثل آیینه‌ای، همه‌ی عبرتها را به ما درس میدهد.

کسی که روزنامه‌های آن‌وقت و اظهارات مسئولان رژیم ستم‌شاهی را مطالعه میکرد، میفهمید که اینها میخواهند کسانی را که در مقابل آنها هستند و مبارزه میکنند، از هم جدا کنند. عدّه‌ای را که طرفداران و علاقه‌مندان مخلص امام بودند و راه امام را علناً اظهار میکردند، به‌عنوان تندرو و افراطی و متعصّب معرفی میکردند. در مقابل اینها هم، بعضی از کسانی را که علاقه‌مند به مبارزه بودند، ولی خیلی جدّی در آن راه نبودند، یا جدّی بودند، ولی دستگاه آن‌طور خیال میکرد اینها جدّیّتی ندارند، به‌عنوان افرادی که معتدلند و با اینها میشود مذاکره و صحبت کرد، معرّفی میکردند. من در آن روز این احساس خطر را کردم. آن زمان من در جیرفت تبعید بودم. شاید روز چهاردهم یا پانزدهم شهریور بود. به یکی از آقایان معروف که در قم بود، نامه‌ای نوشتم و این سیاست رژیم را برای آن آقا تشریح کردم و گفتم اینها با این تدبیرِ خباثت‌آمیز میخواهند بهانه‌ای برای سخت‌گیری بر مخلصان و عشّاق امام بزرگوار به دست آورند و شما را بدون اینکه خودتان بخواهید، در مقابل آنها قرار دهند. این نامه را نوشته بودم؛ امّا هنوز نفرستاده بودم. روز شنبه هجدهم شهریور بود که رادیو و روزنامه‌ها، خبر کشتار هفدهم شهریور را پخش کردند. فردای آن روز، ما در جیرفت از این قضیّه مطّلع شدیم. من برداشتم در حاشیه‌ی آن نامه برای آن آقا نوشتم که: «باش تا صبح دولتش بدمد، کاین هنوز از نتایج سحر است». آن نامه را به‌وسیله‌ی مسافر، برای آن آقای محترم فرستادم. آنها شروع کردند سخت‌گیری‌ها را علیه مبارزان و انقلابیّون حقیقی راه انداختن که نمونه‌اش کشتار هفدهم شهریور بود.
بیانات در دیدار جمعی از پرستاران ۱۳۷۶/۰۶/۱۹

موضوعات: یادی از جنگ  لینک ثابت



 [ 10:37:00 ق.ظ ]





  باید در تاریخ ثبت کرد   ...

 حضرت امام خامنه‌ای مدظله العالي در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری به داستانی ویژه از یک شهید مدافع حرم، در کتابی که اخیرا خوانده‌اند اشاره کردند. ماجرایی که به اعتقاد رهبر انقلاب آن‌را باید در تاریخ ثبت کرد. کتاب «یادت باشد» روایت زندگی شهید حمید سیاهکالی‌مرادی، از زبان همسر این شهید گران‌قدر است.

 


یک کتابی تازه خوانده‌ام که خیلی برای من جالب بود. دختر و پسر جوان -زن و شوهر- متولّدین دهه‌ی ۷۰، می‌نشینند برای اینکه در جشن عروسی‌شان گناه انجام نگیرد، نذر میکنند سه روز روزه بگیرند! به ‌نظر من این را باید ثبت کرد در تاریخ که یک دختر و پسر جوانی برای اینکه در جشن عروسی‌شان ناخواسته خلاف شرع و گناهی انجام نگیرد، به‌ خدای متعال متوسّل میشوند، سه روز روزه میگیرند. پسر عازم دفاع از حریم حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) میشود؛ گریه‌ی ناخواسته‌ی این دختر، دل او را میلرزاند؛ به این دختر -به خانمش- میگوید که گریه‌ی تو دل من را لرزاند، امّا ایمان من را نمیلرزانَد! و آن خانم میگوید که من مانع رفتن تو نمیشوم، من نمیخواهم از آن زنهایی باشم که در روز قیامت پیش فاطمه‌ی زهرا سرافکنده باشم! ببینید، اینها مال قضایای صد سال پیش و دویست سال پیش نیست، مال سال ۹۴ و ۹۵ و مال همین سالها است، مال همین روزهای در پیش [روی] ما است؛ امروز این است. در نسل جوانِ ما یک چنین عناصری حضور دارند، یک چنین حقیقت‌های درخشانی در آنها حضور دارد و وجود دارد؛ اینها را باید یادداشت کرد، اینها را باید دید، اینها را باید فهمید. فقط هم این [یک نمونه] نیست که بگویید «آقا! به یک گل بهار نمیشود»؛ نه، بحث یک گل نیست؛ زیاد هستند از این قبیل. این دو -زن و شوهری که عرض کردم- هر دو دانشجو بودند که البتّه آن پسر هم بعد میرود شهید میشود؛ جزو شهدای گران‌قدر دفاع از حریم حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) است. وضعیّت این‌جوری است. ۱۳۹۷/۰۶/۱۵

موضوعات: مردان بی ادعا  لینک ثابت



 [ 10:17:00 ق.ظ ]





  سرگذشت دادستان انقلابی که به دست منافقین به شهادت رسید   ...

برگی از زندگی پر فرازو نشیب آیت الله شهید قدوسی که به دست منافقین به شهادت رسید را در این گزارش بخوانید.


شهید آیت الله علی قدوسی در 12 مرداد سال ۱۳۰۶ زمانی که هنوز بیش از دو سال از روی کار آمدن رضا خان نگذشته بود، در شهر کوچک نهاوند در خانواده‌ای روحانی متولد شد.

پدرش یکی از روحانیون برجسته، صاحب علم و اجتهاد و تقوا بود. دوران خردسالی شهید تحت تعلیم پدری عالم و باتقوا و مادری متدین و پرهیزگار سپری شد.

دوران تحصیل شهید قدوسی
در آن زمان، درس خواندن در مدارس جدید که تحول آموزش از شکل سنتی به سبک اروپایی رخ داده بود، برای فرزند یک روحانی معروف کار ساده‌ای نبود، زیرا خانواده‌های مذهبی ترجیح می‌دادند که فرزندانشان در همان مکتبخانه‌های قدیمی تعلیم ببینند تا از انحراف فکری و اخلاقی مصون بمانند اما آیت الله شهید قدوسی وارد این مدارس شد.

پس از گذراندن دوره ابتدایی تصمیم می‌گیرد که برای یادگیری دروس اسلامی به قم عزیمت کند، لذا در سال ۱۳۲۱ وارد حوزه علمیه شده و مشغول فراگیری دروس اسلامی می‌شود. در همان زمان جریان ضدیت حزب توده و جبهه ملی با روحانیت پیش آمد و او از کسانی بود که به مخالفت شدید با آن‌ها پرداخت. شهید آیت الله قدوسی بعد از سال‌ها تلمذ نزد استاد علامه مورد توجه وی واقع شده و استادش علامه طباطبایی او را به دامادی می‌پذیرد.

ادامه »

موضوعات: مردان بی ادعا  لینک ثابت



[چهارشنبه 1397-06-14] [ 10:57:00 ق.ظ ]





  ابلاغ حقيقت   ...

امام خامنه اي مدظله العالي :

«روز مباهله، روزی است که پیامبر مکرم اسلام، عزیزترین عناصر انسانی خود را به صحنه می‌آورد. نکته‌ی مهم در باب مباهله این است: «وَ اَنفُسَنا و اَنفُسَکُم» در آن هست؛ «وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُم»در آن هست؛ عزیزترین انسانها را پیغمبر اکرم انتخاب میکند و به صحنه می‌آورد برای محاجّه‌ای که در آن باید مایز بین حق و باطل و شاخص روشنگر در معرض دید همه قرار بگیرد. هیچ سابقه نداشته است که در راه تبلیغ دین و بیان حقیقت، پیغمبر دست عزیزان خود، فرزندان خود و دختر خود و امیرالمؤمنین را -که برادر و جانشین خود هست- بگیرد و بیاورد وسط میدان؛ استثنائی بودن روز مباهله به این شکل است. یعنی نشان‌دهنده‌ی این است که بیان حقیقت، ابلاغ حقیقت، چقدر مهم است؛ می‌آورد به میدان با این داعیه که میگوید بیائیم مباهله کنیم؛ هرکدام بر حق بودیم، بماند، هرکدام بر خلاف حق بودیم، ریشه‌کن بشود با عذاب الهی.» ۲۲ آذرماه ۱۳۸۸

موضوعات: نائب ناب  لینک ثابت



 [ 09:25:00 ق.ظ ]





  مباهله در قرن ۲۱   ...

درباره‌ی منازعه‌ی تاریخی نظام اسلامی و نظام سلطه
مباهله در قرن ۲۱

 
«به یک نکته‌ای توجّه کنید: ما مواجهیم با یک حمله‌ی همه‌جانبه … یعنی شما حالا که من دارم میگویم، قاعدتاً از من قبول میکنید لکن اطّلاع ندارید از آنچه دارد اتّفاق می‌افتد؛ بنده اطّلاع دارم از آنچه دارد اتّفاق می‌افتد؛ من دارم میبینم چه دارد اتّفاق می‌افتد؛ لشکر دشمن با همه‌ی ابزارهایی که برایشان ممکن بوده، حمله کرده‌اند به ما برای سست کردن اعتقادات دینی ما، سست کردن اعتقادات سیاسی ما، تقویت نارضایی‌ها در داخل کشور، جذب جوانها بخصوص جوانهای فعّال و اثرگذار در سطوح مختلف برای مقاصد خودشان؛ دارند کار میکنند.» ۱۳۹۴/۷/۱۳
 
رهبر انقلاب مانند یک راهبر و فرمانده‌ی عالی که در آستانه‌ی یک عملیات، فرماندهان، افسران و در نهایت همه‌ی نیروهای خود را درباره‌ی اهمیت، ابعاد و نقشه‌‌ی عملیات توجیه می‌کند، در ماه‌ها و به‌خصوص هفته‌های اخیر به‌وضوح نسبت به یک جنگ تمام عیار و همه‌جانبه‌‌‌ی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی هشدار داده و در هر دیدار و سخنرانیِ خود به فراخور موضوع و یا مخاطبان بخش‌های مختلفی از ابعاد این منازعه‌ی بزرگ را تشریح می‌کنند.

ادامه »

موضوعات: خواندنی  لینک ثابت



 [ 09:24:00 ق.ظ ]





  غدیر   ...


پیامبر دستش را در غدیر بالا برد که به خود بیایند، نیامدند…
جانش را بر کف دست نهاد تا دین خدا بماند، بلکه به خود بیایند، نیامدند…
وحى الهى از عرش فرود آمد بر اثبات جوانمردى اش تا به خود بیایند، نیامدند
باب علم پیمبر خواندنش تا به خود بیایند، نیامدند
ضربتى از شمشیرش برتر از عبادت تمام خلقت نامیده شد تا به خود بیایند، نیامدند
ابلاغ حکم جانشینى اش مهر تایید رسالت شد بلکه به خود بیایند، نیامدند…
آقاجان
شما از نسل علی بیایید، بلکه ما به خود بیاییم…

 

پ.ن: هر روز هم كه از غدير بگويي باز هم كم است…

گفتن از غدير گفتن از علي عليه السلام است

و

همچنان علي عليه السلام غريب است در ميان شيعيان…

موضوعات: پـــــدر....  لینک ثابت



[دوشنبه 1397-06-12] [ 12:03:00 ب.ظ ]





  استعمار شبه‌قاره توسط انگلستان با سوء استفاده از قدرت علمی   ...

استعمار شبه‌قاره توسط انگلستان با سوء استفاده از قدرت علمی

امام خامنه اي مدظله العالي فرمودند:

یکی از بزرگترین جنایتهائی که به بشریت شد، این بود که در انقلاب صنعتی در دنیا در این دو سه قرن، علم وسیله‌ای شد برای زورگوئی. انگلیسها که جزو پیشروان انقلاب صنعتی بودند، از این امکانِ خودشان استفاده کردند برای راه افتادن در اطراف دنیا و به زنجیر کشیدن ملتها. شما میدانید در دوران حاکمیت انگلیسها در شبه‌قاره، در این صحنه‌ی بزرگ و ثروتمند چه گذشت؟ فقط هم شبه‌قاره نبوده؛ تمام منطقه‌ی شرق آسیا سالهای متمادی - بیش از یک قرن - زیر چکمه‌ی اینها بوده و با ابزار علم که اینها داشتند، بر مردم مسلط شدند؛ مردم به جان آمدند، چه انسانهائی نابود شدند، چه آرزوهائی نابود شد، چه ملتهائی عقب افتادند، چه کشورهائی خراب شدند. اینها از ابزار علم یک چنین استفاده‌ای کردند. این بزرگترین خیانت به علم است؛ همچنان که بزرگترین خیانت به بشریت است. اینها میخواهند این انحصار شکسته نشود. هر ملتی که بتواند با استقلال - نه زیر بلیط آنها و با مجوز آنها و در اختیار آنها و در مشت آنها - روی پای خود بایستد، یک ضربه به این انحصار زده؛ و این کار امروز خوشبختانه در ایران راه افتاده.۱۳۹۰/۱۲/۰۳

موضوعات: انگليس خبيث  لینک ثابت



 [ 10:55:00 ق.ظ ]





  رئيس علي ملت ايران   ...

به مناسبت سالروز شهادت سردار شهید رئیس‌علی دلواری و روز مبارزه با استعمار انگلیس

امام خامنه اي مدظله العالي فرمودند:

* نمایندگان بیگانه مال مردم را میخوردند و بر آنها حکمرانی میکردند و با ملّت ایران با تحقیر برخورد میکردند؛ در یک چنین شرایطی، در هر گوشه‌ای از این کشور، مردان شجاعی پیدا شدند که به حکم دین، جهاد را بر خودشان واجب دانستند و فکر نکردند که با غربت و دست خالی نمیشود کاری را انجام داد؛ مردان خدا این‌گونه‌اند. یکی از این افراد، همین رئیس‌علی شماست؛ که رئیس‌علی ملت ایران است.
بیانات در دیدار مردم بخش دلوار بوشهر ۱۳۷۰/۱۰/۱۳

 

* نام سردار مؤمن و شجاعی مثل شهید «رئیس‌علی دلواری» از نامهایی است که همیشه دلهای مؤمن را که آشنایی به وضع او و مبارزات او داشته‌اند، در سراسر این کشور به خود جذب میکرده است. و خدا را شاکریم که بعد از پیروزی انقلاب، این نامی که سعی میشد پنهان بماند و این چهره ناشناخته بماند، بر سر زبانها افتاد؛ او را شناختند، شخصیّت او را ستودند، مظلومیّت و شهادت مظلومانه‌ی او را همه دانستند و فهمیدند. البتّه امروز با آن دوران خیلی فرق کرده است. آن روز عدّه‌ی معدودی همراه با یک جوان شجاع ناچار بودند در مقابل قدرت استعماری و استکباری انگلیس، مظلومانه مقاومت کنند؛ امّا امروز رئیس‌علی‌های دلواری کم نیستند، تنها هم نیستند. این جوانهای عزیز ما، این فداکاران ما، این بسیجیان عرصه‌ی نبرد نظامی و نبرد فرهنگی و نبرد سیاسی، امروز در سراسر کشور گسترده هستند؛ و بوشهر یقیناً یکی از این مراکزی است که چنین انسانهایی را میپرورد و رشد میدهد.
بیانات در دیدار مردم بوشهر در روز میلاد امام علی(ع) ۱۳۸۹/۴/۵

موضوعات: مردان بی ادعا  لینک ثابت



 [ 10:50:00 ق.ظ ]





  دیدار فرماندهان   ...

دیدار فرماندهان قرارگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیاءصلي الله عليه و آله ارتش با فرمانده کل قوا

حضرت امام خامنه‌ای مدظله العالي فرمانده معظم کل قوا ظهر روز یکشنبه در دیدار فرماندهان و مسئولان قرارگاه پدافند هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، این قرارگاه را بخشی بسیار حساس از نیروهای مسلح و در خط مقدم مقابله با دشمنان ایران خواندند و بر افزایش آمادگی‌ها و توانمندی‌های پدافند هوایی و کارکنان آن تأکید کردند.

در این دیدار که به مناسبت روز پدافند هوایی برگزار شد، حضرت امام خامنه‌ای مدظله العالي با تأکید بر اینکه از لحاظ محاسبات سیاسی، احتمال وقوع جنگ نظامی وجود ندارد، افزودند: درعین‌حال نیروهای مسلح باید با هوشیاری و با مدیریت کارآمد و چابک، توانایی‌های انسانی و تجهیزاتی خود را روزبه‌روز ارتقا دهند و بدانند هر گامی که در جهت تقویت آمادگی‌های نیروهای مسلح برداشته شود، یک عبادت و حسنه در نزد پروردگار متعال است.

در این دیدار، امیر سرتیپ علیرضا صباحی‌فرد فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیاء صلي الله عليه و آله ارتش گزارشی از اقدامات و برنامه‌های این قرارگاه بیان کرد.

موضوعات: نائب ناب  لینک ثابت



 [ 10:45:00 ق.ظ ]





  مذاكره نخواهيم كرد   ...

موضوعات: نائب ناب  لینک ثابت



[یکشنبه 1397-06-11] [ 10:39:00 ق.ظ ]





  کاظم الغیظ و سیاست   ...


 مقدمه
ولادت :

امام موسی بن جعفربن محمّدبن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب : در هفتم صفر 128 ه . ق در زمان خلافت حاکم ستمکار اموی؛ مروان بن حکم در شهر أبواء دیده به عالم گشود و جهان را به نور خویش روشن ساخت.
مادر گرامی ایشان حمیده دختر صاعد بربری است که از طرف امام باقر (علیه‌السلام) به المصفاة من الأدناس ؛ صاف و پاک شده از پلیدی ها لقب گرفت امام صادق (علیه‌السلام) درباره ی این بانوی گرامی فرمود: المصفّاة من الأدناس کسبیکة الذهب…؛ یعنی پاک و صاف شده از پلیدها و آلودگی ها مانند شمش طلا است، و همواره فرشتگان او را نگهبانی می کردند تا او برای من کرامتی از طرف خداوند به ارمغان آورد که حجّت خدا بعد از من شد. [1] در واقع امام صادق (علیه‌السلام) در این روایت به حجّت خدا بعد از خویش تصریح فرموده است. امام کاظم (علیه‌السلام) نوزده سال با پدر گرامی خویش زندگی کرد.

القاب امام کاظم (علیه‌السلام) :

العبد الصالح ؛ بنده صالح ، این لقب به جهت شایستگی عبادت و اجتهاد اوست.
الوفی؛ با وفا ، به علّت این که او با وفاترین بنده به خدای متعال پس از پدر گرامی اش بود.
الصابر؛ صبر کننده ، از آن رو که در برابر دردها و پیش آمدهای ناگوار صبر پیشه کرد و در راه خدا استقامت ورزید.
الکاظم؛ بازدارنده ی خشم ، و آن به سبب سکوت و بردباری اش در قبال خشم شدید ستمکاران بود.
أمین بر امانت داری او در امور دین گواهی می دهد و
باب الحوائج است ؛ یعنی راه و طریق وسیله ای که بندگان برای رسیدن به حاجت ها و حل گرفتاری ها از او مدد می گیرند. آری هرگاه با اندوه و گرفتاری به درگاه خداوند تضرّع و سؤال کند، و او را به واسطه ی امام هفتم (علیه‌السلام) ـ با یکی از القاب حضرتش ـ بخواند ، به یقین خداوند متعال درد و گرفتاری اش را خواهد گشود.[2]

کنیه های حضرت :

ادامه »

موضوعات: اهل البیت (علیهم السلام)  لینک ثابت



[شنبه 1397-06-10] [ 10:39:00 ق.ظ ]





  ولادتت مبارک یا باب الحوائج...   ...

 

بـابـــ الحــوائـجـی،

همـین یک دنیـا آرامـش دارد برای مـا…

موضوعات: اهل البیت (علیهم السلام)  لینک ثابت



 [ 10:35:00 ق.ظ ]





  سلام بر خورشيد   ...


سلام بر تو که وارث نیکان و آبروبخش نیاکانی.
سلام بر تو که نیازمندان را باب الحوائجی.
سلام بر نام معطر و زیبایت، که الهام بخش ِ صبوری ، شکیبایی ، بردباری و حلم است.
سلام بر سجاده ای که از اشکهایت خیس می شد.
و بر زمینی که پیشانی و صورت بر آن می نهادی.
و بر آن دستها، که به درگاه خدا می گشودی.
سلام بر آن گوهرهای غلطانی که از آسمان چشمانت بر گونه ی نورانی ات می چکید.
سلام بر غـُل و زنجیری که از بوسه بر دست و پایت قداست یافت.
سلام بر مرقد نورافشانت، که آسمان تیره عراق را روشن و جانهای شیعیان مظلوم آن دیار را گلشن ساخته است.
سلام بر تو ، بر پدران و فرزندانت و بر شیفتگان و پیروانت.
سلام بر تو، که مایه افتخار اسلامی و شیعه به وجود تو می بالد.
ایران، همراه عشق تو، پیکر فرزندان بسیاری از نسل تو را در آغوش کشیده است.
خراسان، راضی است که ” رضا” ی تو را دارد.
شیراز ، حمد می کند که ” احمد” تو در آنجاست.
قم به خود می بالد که عاصمه ی تشیع و فقاهت، ” معصومه” تو را در بردارد.
و… شهرها و روستاهای بسیار، نوادگان تو را چونان گنجی در سینه های خود به امانت نگه می دارند که هر کدام منبع برکات فراوانند.
حتی ” حوزه علمیه” ، درخت پرثمری است که در بوستان حرم دخترت روییده و شکوفه ای است که بر شاخه” حرم اهل بیت” شکفته است.
سلام بر تو و بر اراده و صبوری ات.
سلام برتو، که حکومت ستم، از نستوهی تو به ستوه می آمد.
زندانبانان، اسیر صفا و عبودیت تو می شدند.
سلام بر تو و بر تن رنجورت که در ژرفای تاریک مطامیر، محبوس و معذب بود، و بر جنازه مطهرت که بر” جسر بغداد” نهاده شد.
سلام برتو … امام مظلوم و مسموم، زجر دیده ی زندان جفا، رداپوش محنت درراه خدا، جرعه نوش جام بلا و به عشق مولا مبتلا.
سلام بر تو و برحرم تو در کاظمین، که قبله ی اهل ولاست و کعبه ی عشق است و منزلگه شوق.
سلام بر تو، کاظم آل محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)


حجت الاسلام جواد محدثی

موضوعات: اهل البیت (علیهم السلام)  لینک ثابت



 [ 10:30:00 ق.ظ ]





  به زانو خواهند افکند   ...

موضوعات: نائب ناب  لینک ثابت



[چهارشنبه 1397-06-07] [ 12:14:00 ب.ظ ]





  منصف بود.   ...

دومین ستاره درخشان از مجموعه ستاره های خدمت به معرفی شهید مصطفی چمران وزیر دفاع جمهوری اسلامی ایران در دولت موقت می‌پردازد:
«امام خامنه ای مدظله العالی: بعد از قضیّه‌ی پاوه که مرحوم شهید چمران آمده بود تهران، توی جلسه‌ای که ما بودیم به نخست‌وزیرِ وقت گزارش میداد که بین اینها هم از قدیم یک رابطه‌ی عاطفی‌ای وجود داشت. مرحوم چمران توی آن جلسه این‌جوری گفت: وقتی ساعت دو پیام امام پخش شد، به مجرّد پخش پیامِ امام و قبل از آنی که هنوز هیچ خبری از حرکت مردم به آنجا برسد، ما احساس کردیم که کأنّه محاصره باز شد. میگفت: حضور امام و تصمیم امام و پیام امام آن‌قدر مؤثّر بود که به‌صورت برق‌آسا و به مجرّد اینکه پیام امام رسید، کأنّه برای ما همه‌ی آن فشارها به پایان رسید؛ ضدّ انقلاب روحیه‌ی خودش را از دست داد و ما نشاط پیدا کردیم و حمله کردیم و حلقه‌ی محاصره را شکستیم و توانستیم بیاییم بیرون. آنجا نخست‌وزیر وقت خشمگین شد و به مرحوم چمران توپید که ما این‌همه کار کردیم، این‌همه تلاش کردیم، تو چرا همه‌ی این را به امام مستند میکنی!؟ یعنی هیچ ملاحظه نمیکرد؛ منصف بود. با اینکه میدانست که این حرف گله‌مندی ایجاد خواهد کرد، امّا گفت.» ۱۳۸۹/۰۴/۰۲

 

پ.ن: دولتمرد باید منصف باشد، گرچه رفتار و گفتارش گله مندی ایجاد کند.

موضوعات: مردان بی ادعا  لینک ثابت



 [ 10:38:00 ق.ظ ]





  الهی بعلی...   ...

 

خداوندا

به حرمت این عید بزرگ، فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را نزدیک بگردان.

الهی

به حرمت صاحب این عید عزیز، دشمنان شیعیان را خوار و ذلیل بفرما.

آمــــین

موضوعات: پـــــدر....  لینک ثابت



 [ 03:31:00 ق.ظ ]





  عیدتان مبارک   ...

موضوعات: پـــــدر....  لینک ثابت



 [ 03:22:00 ق.ظ ]





  امام هادی(علیه السلام) و یک نکته از روانشناسی اجتماعی   ...

امام هادی(علیه السلام) و یک نکته از روانشناسی اجتماعی

 
 
در این نوشتار قصد داریم تنها به عنوان نمونه، به ترجمه و شرح یکی از روایات صادره از ائمه‌ی معصومین (علیهم‌السلام) که در آن به یک مسأله از مسایل روان‌شناسی اجتماعی اشاره شده است، بپردازیم. این روایت از میان روایات صادره از امام هادی (علیه‌السلام) انتخاب شده است.
بررسی تأثیرات متقابل فرد و اجتماع و توجه به تعامل میان فرد و جامعه، موضوعی نیست که صرفاً در عصر حاضر و با ظهور علم روان‌شناسی جدید به آن توجه شده باشد. بسیاری از فلاسفه و حکما از زمان‌های بسیار دور موضوعات روان‌شناسی اجتماعی را به زبان خود و با روش‌های مرسوم عصر خویش مورد بحث و بررسی قرار داده‌اند. در یک تعریف ساده، روان‌شناسی اجتماعی به عنوان علم مطالعه‌ی رفتار متقابل بین انسان‌ها یا علم مطالعه‌ی تعامل انسان‌ها شناخته می‌شود. رفتار فرد در گروه، مسأله‌ی هم رنگی، بررسی نگرش و تغییرات آن، تأثیر عوامل اجتماعی روی رفتار، توجیه خود و … عمده‌ترین مباحث مورد علاقه‌ی روان‌شناسان اجتماعی است.
با توجه به این نکته که اهل بیت (علیهم‌السلام)، حاملان و وارثان وحی و علوم انبیا و خزانه داران علم الهی، منبع علم، معرفت و حکمت هستند و به همین دلیل مؤمنان موظف به اخذ معارف و علوم خود از این منبع هستند و باید نظام معرفتی خود را بر اساس آنچه از این منبع جوشیده و تراوش کرده است، شکل و سامان دهند. برای درک صحیح مسایل مربوط به روان‌شناسی اجتماعی نیز سزاوار است که به این منبع مراجعه کنیم.
بدیهی است که سامان دادن علم روان‌شناسی اجتماعی با گرایش اسلامی آن، تلاش گسترده‌ای را می‌طلبد که از موضوع این نوشتار خارج است. در این نوشتار قصد داریم تنها به عنوان نمونه، به ترجمه و شرح یکی از روایات صادره از ائمه‌ی معصومین (علیهم‌السلام) که در آن به یک مسأله از مسایل روان‌شناسی اجتماعی اشاره شده است، بپردازیم. این روایت از میان روایات صادره از امام هادی (علیه‌السلام) انتخاب شده است.
ترجمه و شرح روایت:

ادامه »

موضوعات: پـــــدر....  لینک ثابت



[دوشنبه 1397-06-05] [ 10:23:00 ق.ظ ]





  عيدتان مبارك   ...

ولادت امام علي النقي، حضرت هادي عليه السلام بر تمامي شيعيان و خادمين مكتب اهل بيت عليهم السلام مبارك

موضوعات: اهل البیت (علیهم السلام)  لینک ثابت



 [ 10:22:00 ق.ظ ]





  خورشيد هدايت   ...

سيري کوتاه در زندگي امام هادي(علیه السلام)


امام ابوالحسن علي النقي الهادي(عليه السلام) در نيمه ذي حجه سال 212 هجري در اطراف مدينه، در محلي موسوم به «صرياّ» چشم به جهان گشود. امام هادي(عليه السلام) در سال 220 هجري، در هشت سالگي، بعداز شهادت پدر بزرگوارش امام جواد(عليه السلام) به امامت رسيد. مدت هدايت و امامت آن حضرت، 33 سال بود و در 41 سالگي،در سوم رجب سال254هجري در شهر سامرا بر اثر زهري که با دسيسه معتز، سيزدهمين خليفه عباسي به ايشان خورانده شد،مسموم گرديد و به شهادت رسيد.مشهورترين القاب آن بزرگوار، نقي و هادي است و کنيه آن حضرت ، ابوالحسن بود.[1]


القاب امام هادي(علیه السلام)

ادامه »

موضوعات: پـــــدر....  لینک ثابت



 [ 10:16:00 ق.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

 
 
الامام مهدى عليه السلام : لِيَعمَل كُلُّ امْرِءٍ علَى ما يُقَرَّبُ مِن مَحَبَّتِنا ؛ امام مهدى عليه السلام : هر يك از شما بايد كارى كند كه با آن به محبّت ما نزديك شود .بحار الأنوار ، ج ۵۳ ، ص ۱۷۶ .